سخنی با تو
هوای تازه عاشقی
لولیان ِ ساکن ِ گیج گاه !
یکی یکی شاعر می شوند
و سرم گیج می رود
وقتی که سپید می خوانند
- در عمق آینه -
دیگر شک برده ام بر عدالت ِ مهرت ، مهربانو
ای بانوی ستارگان ِ ترازو بر دست !
که این چنین سرما زا ،
چشم میگردانی
و زمستان می تکانی !
حال که دست بر دستان برودت می سایی
دست از آستین ِ ذهنم بردار .
اندوه من از برفی نیست
که بر عمق آینه می نشانی !
کهولت آینه هرگز جانم را نمی کاهد
تمام ِ حسرتم
از عشق ِ تازه ایست که در دلم
حکم ِ تعلیق خورده است !
+
نوشته شده در بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ساعت 9:44 توسط محمد |
به سراغ من اگر آمدي براي من اي مهربان
دستمالي سفيد
پاکتي سيگار
گزيده ي اشعار فروغ
و تحملي طولاني بياور
احتمال گريستن ما بسيار است...
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نوشته های پیشین
اردیبهشت ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
اردیبهشت ۱۳۸۶
آرشيو
RSS
POWERED BY
BLOGFA.COM
قالب وبلاگ
ساخت کد موزیک آنلاین