<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سخنی با تو</title>
<link>https://hami334.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 22 Apr 2015 05:33:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>بهار</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/86/%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1</link>
<description>غریب شد بهار در دستانم بس که سبز شدند حسرت هایِ مدام و تکرارشان سرخورده تر از هر نگاهِ مغمومی کور شدند و بعد هم لال و دیگر هیچ وقت صدا به صدا نرسید من ماندم و اشاره و ایما من ماندم و هر آنچه گذشت... این روز هم، چون تمام آن هر آنچه ها می گذرد و من باز هم بی نام و بی نشان عاشقانه به جان می خرم ناز فصلهایِ نیامده را...</description>
<pubDate>Wed, 22 Apr 2015 05:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>ماهور</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/85/%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%b1</link>
<description>می خواهم چند صباحی بروم... بروم کنج تعطیلاتی زود گذر که تشنجِ گاه به گاهِ تبواژه ای دلم را نلرزاند! نه این چند صباح، که همیشه تورا وخودم رابه خدا سپرده ام ! ازاوپنهان نیست، از تو چه پنهان با آنکه بزرگ شده ام و کفشهای کودکی تاول به پاهایم نشانده کودکانه تر ازآنم که تاب بیاورم دردی را که به آن نُقل چسبانده ام تا نَقلِ گمانِ شیرینش آرامم کند!! همین که تورا بومی کشم کافی نیست اما، قانع ترازآنی ام که گمان می کنی اصلا بگذارساده بگویم من از آوازهایی که نُت می</description>
<pubDate>Sat, 07 Mar 2015 23:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>خنده زوری ..</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/84/%d8%ae%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b2%d9%88%d8%b1%db%8c-</link>
<description>تو هم مثل مني يا نه ؟ و گاهي از خدا دل ميكني يا نه ؟ تو هم وقتي كه از مشروب ِ‌ شعر و شور مي نوشي به دنيا حرف ِ بد بد مي زني يا نه ؟ به درد آبستني يا نه؟ تو هم ديوانه اي آيا ؟ براي سوختن پروانه اي آيا ؟ تو هم وقتي كه مي رقصد به روي گونه ات اشكي دچار ِحسرت ِ يك شانه اي آيا ؟‌ به مردن قانعي آيا ؟ منم مثل توئم ، آري اسير روزمرگي هاي تكراري منم مثل تو خورشيدم كبود از تركه ي شب شد گرفتارم، گرفتار ِ‌ گرفتاري اسير ِ‌رنج اجباري دلم تنگ است از دوري بميرد كاش اين</description>
<pubDate>Mon, 02 Jun 2014 05:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
<item>
<title>هوای تازه عاشقی</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/83/%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%db%8c</link>
<description>لولیان ِ ساکن ِ گیج گاه ! یکی یکی شاعر می شوند و سرم گیج می رود وقتی که سپید می خوانند - در عمق آینه - دیگر شک برده ام بر عدالت ِ مهرت ، مهربانو ای بانوی ستارگان ِ ترازو بر دست ! که این چنین سرما زا ، چشم میگردانی و زمستان می تکانی ! حال که دست بر دستان برودت می سایی دست از آستین ِ ذهنم بردار . اندوه من از برفی نیست که بر عمق آینه می نشانی ! کهولت آینه هرگز جانم را نمی کاهد تمام ِ حسرتم از عشق ِ تازه ایست که در دلم حکم ِ تعلیق خورده است !</description>
<pubDate>Wed, 17 Jul 2013 06:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
<item>
<title>تعبیر خواب</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/82/%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8</link>
<description>بیا واز خیر خواندن خواب و تعبیر ترانه ام بگذر تو که از بادیه ی بادها برنمی گردی دیگر چه کار به کار عطر گلاب گریه های من داری ؟ مگر چه می شود ؟ چه می شود که هی بگویم بیا و نیایی ؟ من به همکلامی با کاغذ و همین عکس سیاه و سفید قاب خاتم راضیم تو رضایت نمی دهی ؟ باور کن گریستن تقدیر تمام من است دیگر به کجای ابرها بر می خورد که من هم بی امان برای تو ببارم ؟ می بخشی نازنین همیشه می خواستم بی علامت سوال برایت بنویسم اما اضطراب تپش های ترانه که مهلت نمی دهد دیگر</description>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2013 07:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/82</guid>
</item>
<item>
<title>مرا می بخشید..</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/81/%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%b4%db%8c%d8%af-</link>
<description>این که ما تا سپیده سخن از گل های بنفشه بگوییم 			 شب های رفته را بیاد بیآوریم 			آرام و با پچ پچ برای یک دیگر از طعم کهن مرگ بگوییم 			همه ی هفته در خانه را ببندیم 			 برای یک دیگر اعتراف کنیم 			 که در جوانی کسی را دوست داشته ایم 			که کنون سوار بر درشکه ای مندرس 			در برف مانده است 			 نه 			 باید دیگر همین امروز 			در چاه آب خیره شد درشکه ی مانده در برف را 			باید فراموش کنیم 			هفته ها راه است تا به درشکه ی مانده در برف برسیم 			 ماه ها راه است تا به</description>
<pubDate>Thu, 03 May 2012 12:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/81</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین آرزو</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/80/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88</link>
<description>در حوالی ِ لبخند ِ قوز کرده ام آرام تر پلک بردار به رفتن بنشین کنار شب ِ پلاسیده ی بی خورشید بی آنکه دهانت شکل ِ خواب بگیرد ! به من نگاه کن هیبت مردی که قد می کشد در چشمت ، مردی که تمام ِ شب جرعه نوش بوده از اندوه ِ پنجره ای تر از تاریکی و حالا خنده بالا می آورد به همت ِ انگشت ِ اشاره ی جنون شاید تو بدانی کدامم بگو نقش ِ یخ بسته ی کدام سلامم ؟ که دست ِ صدایم هرگز به آسمان نمی رسد و لبانم در آه ِ حسرت خوشه ی خورشید خشکیده است لبخند ِ نقاشی شده از برق ِ</description>
<pubDate>Thu, 12 Jan 2012 07:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/80</guid>
</item>
<item>
<title>این روزهایم</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/79/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%85</link>
<description>کاش می دیدی ! تنها یک تصویر از پنجره چشمت کافی بود تا مرا شاعر بخوانند و هورا بکشند برایت در شعر ! حالا دیگر نه دربند می خواهم نه درکه دیگر آلوی هیچ یادی خاطرم را آب نمی اندازد ! قلمرو ِ همین میز مرا بس وقتی در آسمان ِ شیشه ای چشم می پرانم ! نمی خواهم هیچ پرنده ای بداند در حریر ِ آبی ِ اوج بر پرتو ِ گیسوان ِ کدام ستاره خواهم نشست ! می ترسم چشم ِ پروازم را چشم بزنند بگذار تا وقتی از ماه گذر نکرده ام نامت در بستر ِ شعرم نهان باشد از تاریکی ناگهانی روز می</description>
<pubDate>Sun, 02 Oct 2011 22:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/79</guid>
</item>
<item>
<title>حلق آویز یاد</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/78/%d8%ad%d9%84%d9%82-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2-%db%8c%d8%a7%d8%af</link>
<description>با همین کام که چراغ می شود سیگار در سرم می آیم تا تو ، از پنجره ی رو به دیواری که لبخند خسته ات را مومیایی کرده است در حافظه ی چشمان ِ بسته ام آه .... چشم بسته می بینم مردی با نفسهای عریان حفر میکند پای چشمهای تو را و من ناگزیر با گوشه ی عرق کرده دامنت -از حرارت انار - خنده ام را پاک میکنم تا گلوی تمام ِ یادها با طلایی ِ حلقه ی دستت حلق آویز شود ! حالا خوب می فهمم چرا در کوچه های خیال زیر پای لنگ ِ خاطره سنگ فراموشی ریخته ای !</description>
<pubDate>Mon, 18 Jul 2011 12:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/78</guid>
</item>
<item>
<title>همنشین دور</title>
<link>https://hami334.blogfa.com/post/77/%d9%87%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b1</link>
<description>فرض کن پاک کنی برداشتم و نام تو را از سر نویس ِ تمام نامه ها و از تارک ِ تمام ترانه ها پاک کردم! فرض کن با قلمم جناق شکستم! به پرسش و پروانه پشت کردم و چشمهایم را به روی رویش ِ رؤیا و روشنی بستم! فرض کن دیگر آوازی از آسمان ِ بی ستاره نخواندم، حجره ی حنجره ام از تکلم ترانه تهی شد و دیگر شبگرد ِ کوچه ی شما، صدای آواز های مرا نشنید! بگو آنوقت، با عطر ِ آشنای این همه آرزو چه کنم؟ با التماس این دل ِ در به در! با بی قراری ٍ ابرهای بارانی...</description>
<pubDate>Thu, 23 Sep 2010 08:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hami334</dc:creator>
<guid>hami334.blogfa.com/post/77</guid>
</item>
</channel>
</rss>
