بغض مانده در گلوی من است
این صدا
صدای پریشانی و
ریزش برگ های پائیزی من است
تو بگو
ای چکاوک شوخ طبع ایستاده بر شاخه ی بهار
زچه روی خاموشی و
سخن نمی گویی؟
RSS