با خورشيد در کوچه های قديمی
دست در دست می روم
و با هر خاطره سخنی می گويم
کاش آرامش, تابستانی را
از آن کوچه های کويری
تا به اين بهاران, تنهايی
راهی بود 
کاش
هر لحظه را
نه دو راهی بود

+ نوشته شده در  نوزدهم تیر ۱۳۸۹ساعت 12:4  توسط محمد  |