می خواهم بگذرم
بگذرم از هر آنچه که تو نديدی و من احساس کردم
تو نشنيدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم
ساختم و تو خراب کردی
و من چقدر تشنهء حرفهايی بودم که تو هرگز نزدی
اشک ريختم
برای روزهايی که چه نيازمند تو در کنارت بودم
برای خودم که چگونه غرق تو شدم
و به ياد آوردم
خودم را
که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم
چگونه پرواز را دوست داشتم
و تو را
که بالهای مرا شکستی
همچون قلبم
می خواهم بگذرم
از تو
از عشق ويران کنندهء تو
از منی که با تو بوجود ميامد
و چه غريب بود
قلب اين پرنده که امروز از پيش تو پرواز خواهد کرد
+
نوشته شده در هشتم اردیبهشت ۱۳۸۵ساعت 13:46 توسط محمد
|